دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • ریاست
  • معاونت پژوهشی
  • معاونت آموزشی
  • معاونت اداری مالی
  • معاونت دانشجویی و فرهنگی

مصاحبه با دکتر سحر عشرتی به مناسبت هفته سلامت روان

 | تاریخ ارسال: 1400/7/21 | 

خبرنگار روابط عمومی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان- انستیتو روانپزشکی تهران با دکتر سحر عشرتی، دکترای رشته مطالعات اعتیاد و عضو هیئت علمی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی ایران گفتگویی با عنوان «تأثیر انگ بر نابرابری  خدمات سلامت روان در جامعه» به شرح زیر انجام داد.
 
همواره یکی از موانع دریافت خدمات سلامت روان، انگ اجتماعی است، لطفا انگ را تعریف بفرمایید.
لازم است که در ابتدای بحث بگویم این مطلب قرار است کمی ما را به تامل وادارد. برای اینکه به موضوع اصلی یعنی انگ در خدمات سلامت روان بپردازیم بیایید ابتدا کمی در مورد انگ صحبت کنیم.
انگ از جمله لغاتی است که از همان دوران یونان باستان به کار برده می شد. در یونان باستان، انگ همان نشانه یا تتویی بود که بر روی پیشانی برده ها یا خلافکارها می زدند تا از افراد دیگر متمایز شوند. امروزه واژه انگ برای افراد اقلیت از جمله افراد با مشکلات سلامت روان استفاده می شود که نتیجه آن رفتارهای تبعیض آمیز و تعصبی نسبت به این افراد است.
بنابراین، انگ نگرش ها و باورهایی است که باعث می شود ما افرادی را که متفاوت می دانیم، طرد کنیم، از آن ها اجتناب کنیم و بترسیم. همین الان که در حال خواندن این مطلب هستیم کدام یک از این رفتارها را نسبت به افراد با مشکلات سلامت روان در پیش گرفته ایم.
 
چگونه انگ می تواند مانع دریافت خدمات سلامت روان شود؟
انگ مربوط به سلامت روان از موانع عمده دسترسی به درمان و بازتوانی و مراقبت ضعیف جسمی در افراد با مشکلات سلامت روان است. انگ مربوط به سلامت روان هم در سیستم بهداشت و هم در بین متخصصین سلامت روان وجود دارد. همچنین، انگ مانع بهره گیری از خدمات تخصصی توسط خود متخصصین سلامت روان شده و می تواند به صورت غیرمستقیم بر محیط کاری آن ها تاثیر بگذارد.
 
منبع اصلی انگ در خدمات مراقبت سلامت روان چیست؟
انگ می تواند همزمان در سطوح مختلف رخ دهد. این سطوح شامل سطوح درون فردی (انگ به خود)، بین فردی (ارتباط با دیگران)، و ساختاری (سیاست گذاری های تبعیض یا محرومیت، قوانین و سیستم ها) است. قسمت جالب توجه آن، این است که تنها گروه های قدرتمند اجتماعی می توانند به ایجاد انگ بپردازند. شناخت این سطوح از این جهت اهمیت دارد که می تواند در خدمات مراقبت سلامت نیز بروز پیدا کند. در سطح ساختاری می توان به تخصیص بودجه، کیفیت استانداردهای خدمات و فرهنگ سازمانی؛ درسطح بین فردی به تعامل ارائه دهنده و گیرنده خدمات، رفتارهای تبعیض آمیز، و نگرش های منفی؛ و در سطح درون فردی به انگ به خود، نارضایتی بیمار از پیگیری خدمات سلامت روان، نارضایتی ارائه دهندگان خدمات از افشای بیماری خود و پیگیری خدمات اشاره نمود.
 
نگرش ها و رفتارهای منفی در رابطه با انگ مطرح است.
بسیاری از بیماران تجاربی از بی ارزش انگاری، طرد شدن، و رفتار غیرانسانی را در سیستم خدمات سلامت روان توسط افرادی که نیاز به تعامل با آن ها داشتند، گزارش کرده اند. به عنوان مثال در تصمیم گیری های درمانی از آن ها نظرخواهی نمی شود، تهدیدهای ظریف یا حتی آشکاری در مورد درمان های اجباری دریافت می کنند، برای شروع درمان بسیار منتظر می شوند، اطلاعات کافی در مورد شرایط شان و درمان های در دسترس دریافت نمی کنند، برخوردهای پدرانه/مادرانه یا تحقیر آمیز دریافت می کنند، به آن ها گفته می شود که هرگز خوب نمی شوند، از برچسب و واژه های توام با انگ برای آن ها استفاده می شود. فراگیر بودن تعاملات منفی بین ارائه دهندگان و گیرندگان خدمات نشان می دهد که این مشکل تنها به تعداد معدودی از متخصصین مربوط نمی شود بلکه بیشتر ماهیت سیتماتیک دارد و مسئله در مورد فرهنگ خدمات سلامت روان است که تا چه حد بیماران در اولویت قرار می گیرند.
نگرش ها و رفتارهای توام با انگ در تمام اختلالات سلامت روان است اما برخی اختلالات از جمله اختلالات شخصیت با انگ بیشتری همراه هستند و به همین دلیل رسیدگی کمتری در خدمات مراقبت سلامت دریافت می کنند. در مطالعات نشان دادند که ارائه دهندگان خدمات سلامت روان قبل از فرد، بیماری وی را می بینند و این می تواند مانع تعامل، و در نتیجه استفاده از رفتارهای طردکننده یا تحقیرآمیز شود.
 
مبحث دیگر در تایید قدرت عقاید و نگرش های زیربنایی انگ، سوگیری ناهوشیارانه است.
متخصصین سلامت روان در شناسایی بیماران و دستیابی آن ها به درمان نقش کلیدی دارند. مطالعات نشان می دهند متخصصین سلامت روان، نگرش منفی نسبت به افراد با مشکلات سلامت روان دارند. از دلایل نگرش منفی می توان به خشونت، دستکاری شدن، و انگیزش ضعیف در افراد با مشکلات سلامت روان اشاره نمود. نتایج این نگرش منفی نیز کاهش احساس توانمندی در بین بیماران و تبعات بعدی آن در درمان، درگیری کمتر متخصصین با بیماران، اتخاذ رویکرد تکلیف مدار در ارائه خدمات، دغدغه کمتر، و کاهش حس همدلی است.
 
موضوع بعدی بدبینی نسبت به درمان است.
پژوهش ها نشان دادند که ارائه دهندگان خدمات سلامت روان نگرش های بدبینانه ای نسبت به واقعیت و احتمال بهبودی دارند. این موضوع به عنوان منبع انگ و مانعی برای بهبودی بیماران در نظر گرفته می شود. به این دلیل که نگرش های بدبینانه منجر به درماندگی در متخصصین می شود اینکه کاری که آن ها انجام می دهند اهمیتی ندارد.
 
عدم مهارت هم موضوع مرتبط دیگر با انگ است.
مهارت ها و آموزش های ناکافی به دو روش با انگ مرتبط است. اولا منجر به اضطراب یا ترس، و اجتناب و عدم ارتباط اجتماعی/بالینی با سایر همکاران می شود و می تواند تاثیر منفی بر تعامل ارائه دهنده-گیرنده خدمات، و همچنین کیفیت خدمات داشته باشد. دوما می تواند منجر به درمان با اثر بخشی کمتر و نتایج ضعیف تر شود.
 
انگ در فرهنگ محل کار نیز بسیار اهمیت دارد.
نکته جالب توجه این است که انگ نه تنها به افراد با مشکلات سلامت روان بلکه به بخش سلامت روان به عنوان محل کار نیز سرایت کرده است که به عنوان مشکل فرهنگی توصیف شده است. به این ترتیب که کارکنان نیز از راحت صحبت کردن در مورد مشکلات روان شناختی و دریافت خدمات دلسرد می شوند. همچنین در محل کار، افراد با مشکلات سلامت روان به صورت خطرناک، غیرقابل پیش بینی و با صلاحیت پایین در نظر گرفته می شوند که برای افراد مبتلا به مشکلات سلامت روان مطلوب نیست.
 
پیامدهای انگ در دسترسی به و کیفیت خدمات چیست؟
انگ باعث ایجاد موانعی در درمان از طریق به تاخیر انداختن شروع درمان، قطع درمان، روابط درمانی نامطلوب، نگرانی های بیمار در زمینه مسائل ایمنی، کیفیت پایین تر مراقبت های روانی و جسمانی می شود.
اصطلاحی که برای مباحث مربوط به انگ سازی در خدمات سلامت روان به کار برده می شود "نیازهای اساسی تغییرپذیر" است به این دلیل که با استفاده از روش های ابتکاری می توان آن را تغییر داد.
 
چگونه می توان به دور از انگ به ارائه خدمات سلامت روان پرداخت؟
به راهکارهای حذف موانع دسترسی به خدمات مراقبت سلامت از طریق کاهش آن در زیر اشاره می کنم:
استفاده از مشارکت برای طرح ریزی پروتکل درمان و تعیین سیاست گذاری های کاهش انگ در سیستم سلامت روان توام با اعتبار بخشی مهم است.
تغییر فرهنگ محیط کار می تواند تأثیرگذار باشد. آموزش کارکنان مراقبت سلامت برای صحبت از تجربه بیماری روانی و بهبودی و تجربه خود در سیستم مراقبت های بهداشتی که رویکرد مهمی در کاهش انگ در بین متخصصین بهداشت روان است.
مهارت های آموزشی را نباید فراموش کرد. به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی کمک می شود تا بدانند "چه بگویند" و "چه باید بکنند". اطمینان حاصل کنید که تسهیل گران مراقبت های بهداشتی از رویکرد تماس اجتماعی به میزان کافی استفاده می کنند. در این رویکرد، افرادی که تجربه بیماری روانی را دارند نه به عنوان بیمار بلکه به عنوان مربی در نظر گرفته می شوند. مطالعات نشان داده اند که این رویکرد باعث کاهش کلیشه ها، اضطراب، افزایش همدلی، و بهبود ارتباطات فردی می شود. مطالعات نشان داده اند که برنامه های آموزشی حضوری دو ساعته می تواند در کاهش انگ اثربخش باشد. برنامه های آموزشی در جهت افزایش دانش، مهارت، و آگاهی و در نهایت ایجاد تغییر است.
آموزش های آنلاین در زمینه انگ مربوط به بیماران از جمله www.mdcme.ca نیز وجود دارد. همچنین در ارتباط با ارائه دهندگان خدمات سلامت روان نیز آموزش هایی همچون آموزش ذهن کاری (The Working Mind) در دسترس است.
دانش افزایی در جهت کاهش بدبینی متخصصین سلامت روان نسبت به نتایج درمان کمک کننده است.
آموزش مهارت های درمانی نیز از جمله مدل هایی است که برای کاهش انگ استفاده می شود. در این مدل ها به متخصصین آموزش می دهند که بیماری های روانی ذاتا قابل درمان و مدیریت هستند.
ارائه آموزش های ضد-انگ به ارائه دهندگان خدمات سلامت روان می تواند آن ها را از شیوه های ظریف و ناخواسته ای که در انگ زدن به بیماران استفاده می کنند و ریشه در باورهای و نگرش های آن ها است، آگاه شوند.
 
تهیه خبر: زهره راخ (کارشناس  مسئول روابط عمومی دانشکده)




CAPTCHA

دفعات مشاهده: 57 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر