دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • ریاست
  • معاونت پژوهشی
  • معاونت آموزشی
  • معاونت اداری مالی
  • معاونت دانشجویی و فرهنگی

مصاحبه با دکتر محمدباقر صابری زفرقندی به مناسبت هفته سلامت روان

 | تاریخ ارسال: 1400/7/22 | 

خبرنگار روابط عمومی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان- انستیتو روانپزشکی تهران با دکتر محمدباقر صابری زفرقندی، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی ایران گفتگویی با عنوان «ضرورت توسعه عدالت اقتصادی و اجتماعی در بهبود سلامت روان جامعه» به شرح زیر انجام داد.
 
تأثیر مسائل اقتصادی و اجتماعی در گسترش خدمات سلامت روان را چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به شناختی که از خدمات سلامت روان در کشور دارید، آیا زیرساخت های لازم برای توسعه عدالت در جهت بهبود سلامت روان جامعه در کشور وجود دارد؟
قبل از اینکه بخواهیم در مورد تأثیر وضعیت اقتصادی افراد بر میزان بهره مندی از خدمات سلامت روان حرف بزنیم، این نکته را نباید فراموش کرد که همه دولت ها و ساختار های حکومتی برای بقای خود و موجودیت ملت نیازمند توسعه هستند. محور توسعه کشور ها و فرهنگ ها نیز انسان سالم است و سلامت روان بخش عمده و مهم سلامتی است. بنابراین، رویکرد و نگاه حاکمیت باید بر این مبنا استوار باشد که در سیاستگزاری های کلان بهداشتی شرایطی فراهم شود که دسترسی آحاد مردم، فارغ از سطح اقتصادی و اجتماعی آسان شود و همه بتوانند به خدمات بهداشت روان دسترسی داشته باشند. دسترسی آسان و ارزان به خدمات سلامت و به خصوص سلامت روان باید سرلوحه برنامه های دولت باشد.
 
به نظر شما مهمترین ارکان توسعه عدالت اقتصادی و اجتماعی در سلامت روان جامعه کدام است؟ و غیر از عوامل اجتماعی و اقتصادی، چه موانعی را به عنوان موانع توسعه سلامت روان در کشور می دانید؟
خوشبختانه در کشور ما از گذشته رسیدن به عدالت برای برخورداری از سلامت در اولویت بوده است. فراموش نباید کرد که کشور در کوران جنگ تحمیلی که شرایط به گونه ای رقم خورده بود تا جنگ در اولویت باشد، ولی باز هم از موضوع سلامت غافل نشد و با راه اندازی نظام مراقبت های بهداشتی اولیه و ایجاد شبکه های بهداشتی و درمانی روستایی و شهری بستری عالی و منحصر به فرد فراهم آمد که مردم شریف در هر نقطه ای از خاک پهناور کشور عزیزمان ایران به خدمات بهداشتی و درمانی اولیه دسترسی داشته باشند. هرچند در طول زمان توجه به این ظرفیت ملی از شدت و ضعف هایی برخوردار بوده است، ولی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این ظرفیت همچنان بهترین امکان در کشور است تا بتوانیم بهداشت را و خصوصاً بهداشت روان را به دور افتاده ترین و محروم ترین بخش های کشور ببریم.
نمی شود انکار کرد که ساختار شبکه های بهداشتی و درمانی متناسب و برای رفع نیازها ی چند دهه قبل بنا نهاده شده است، ولی این واقعیت نیز قابل کتمان نیست که امکان ارتقا و اصلاح ساختار متناسب با نیازهای بهداشتی امروز جامعه وجود دارد.
بدیهی است هر گونه غفلت از این ظرفیت نظام خطر دوقطبی کردن در بهره مندی از خدمات سلامت را جدی تر می کند و ایجاد شکاف فقر و غنا در حوزه سلامت بدیهی است که برای کلیت جامعه آسیب زا خواهد بود.
اگر سوال شود که چگونه می شود در تداوم و ارتقای این نظام موفقیت های بیشتری را به دست آورد، اولین پاسخ این می باشد که باید نظام آموزش پزشکی در راستای این مهم اصلاح شود. وقتی صحبت از عدالت در سلامت می شود و هدف گذاری بر این مبنا قرار می گیرد که بهره مندی از خدمات اولیه سلامت برای همه بخش ها و آحاد جامعه امری واجب است، به یقین ساختار آموزشی پزشکی نیز باید به سمت تقویت پزشکی عمومی و تربیت حرفه ای سایر ارائه دهندگان خدمات سلامت اصلاح شود و توسعه آموزش های تخصصی و فوق تخصصی در حد ضرورت و نیاز جامعه محدود گردد.
تفکیک و دراولویت قرار دادن بخش بهداشت و پیشگیری از سایر بخش ها ضروری می شود. دراین صورت بخش آموزش برای تامین نیاز های بخش بهداشت اصلاح می شود و فربه شدن آموزش های تخصصی و فوق تخصصی متوقف خواهد شد. بخش پژوهش نیز در خدمت نظام سلامت قرار خواهد گرفت تا برای رفع موانع پیش روی ارتقای سلامت اعتبارات پژوهشی هزینه شود. وضعیت فعلی که به نوعی دور شدن از فلسفه تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است که قرار بود آموزش و تحقیقات در خدمت بهداشت و پیشگیری باشد، دور نمای خوبی را برای نظام سلامت کشور ترسیم نمی کند.
اگر قرار باشد آموزش پزشکی مسیری مستقل و متفاوت و بی توجه به نیاز های بهداشتی داشته باشد. از طرفی پژوهش نیز بیشتر برای و در خدمت خود پژوهش باشد به نوعی هدردادن منابع کشور در حوزه سلامت است. اگر معیار ها و ملاک های ارتقای اعضای محترم هیات علمی نیز بر همین مدار فعلی باشد که به صورت نانوشته ای صرف پژوهش بر دو رکن اساسی دیگر نظام سلامت غلبه پیدا کرده است، در آینده ممکن است انبوهی از پژوهشگران و افراد با مدارج تخصص و فوق تخصص در کشور داشته باشیم که به دلیل اینکه درایران فرصت شغلی مناسب نخواهند داشت در فکر مهاجرت و یا در پیش گرفتن مشاغل غیر پزشکی باشند و همچنان نظام بهداشت و پیشگیری در حال درجازدن و نیازمند نیروهای کارآمد بماند.
کوتاه سخن اینکه در وضعیت فعلی کشور، اصلاح و ارتقای کیفی آموزش پزشکی برای تربیت پزشکان عمومی ماهر و تربیت کیفی و مهارتی سایر ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی و توانبخشی و از آن مهم تر اصلاح نظام پرداخت در همین راستا امری اجتناب ناپذیر است.
 
تهیه مصاحبه: زهره راخ، مسئول روابط عمومی دانشکده




CAPTCHA

دفعات مشاهده: 156 بار   |   دفعات چاپ: 7 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر